تبلیغات
 

به دلیل به روز بودن برای مشاهده مطالب ونوشته های

پیشین به قسمت آرشیو مراجعه فرمایید.  


فقط برای امروز

 
 
روز شمار پاکی
 
 
دانلود مطالب
 
 

 

برچسب‌ها: بهبودی و معتادان گمنام, NA, معتادان گمنام, بهبودی na, فقط برای امروز
+ نوشته شده توسط (گمنام) در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 و ساعت 16:53 |
بولتن ها (دانلود)


 


برچسب‌ها: بهبودی و معتادان گمنام, NA, معتادان گمنام, بهبودی na, فقط برای امروز
+ نوشته شده توسط (گمنام) در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 و ساعت 15:46 |
 
منابع خدماتي

  گروههاي معتادان گمنام خود- حاكم هستند.

يك گروه ميتواند به امور خود هرگونه كه اعضاء آن تشخيص ميدهند رسيدگي كند به شرط آنكه اعمال گروه، تاثيرمنفي برديگرگروه ها و انجمن دركل نگذارند.

پس چيزي كه ما اين جا ارائه مي كنيم كتاب قانون نيست بلكه تجارب مشترك تعداد زيادي از گروههاي ما است كه دربرگزاري جلسات و انجام كار موفق بوده اند.

اين قسمت به اعضاء جديدتر كمك مي كند تا بهتر درك كنند كه چه كسي چكار مي كند تا گروهها برپا باشند و آنها چگونه مي توانند به اين امر كمك كنند.به اعضاء باتجربه تر نيز تصويري از مسائل وفعاليت هاي گروه ها را ارائه مي كند.

(كتابچه گروه)

 

دانلود کتاب پایه بصورت فایل فشرده

دانلود کتاب چگونگی عملکرد

 پمفلت گرداننده(جلسه بسته)

پمفلت منشي(جلسه بسته)

پمفلت گرداننده(جلسه باز)

پمفلت منشي(جلسه باز)


برچسب‌ها: بهبودی و معتادان گمنام, NA, معتادان گمنام, بهبودی na, فقط برای امروز
+ نوشته شده توسط (گمنام) در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 و ساعت 15:42 |


دانلود مجلات پيام بهبودي

 


 

شماره 1 زمستان 1383

شماره 11 تابستان 1386

شماره 21 زمستان 1388

شماره 2 بهار 1384

شماره 12 پائيز 1386

شماره 22 بهار 1389

شماره 3 تابستان 1384

شماره 13 زمستان 1386

شماره 23 تابستان 1389

شماره 4 پائيز 1384

شماره 14 بهار 1387

شماره 24  پاييز 1389

شماره 5 زمستان 1384

شماره 15تابستان 1387

شماره 25 زمستان 1389

شماره 6 بهار 1385

شماره 16 پاييز 1387

شماره 26 بهار 1390

شماره 7 تابستان 1385

شماره 17 زمستان 1387

 شماره 27 تابستان 1390

شماره 8 پائيز 1385

شماره  18 بهار 1388

 شماره 28 پاييز 1390

شماره 9 زمستان 1385

شماره  19 تابستان 1388

  شماره 29 زمستان 1390

شماره 10 بهار 1386

شماره 20 پاييز 1388

 شماره۳۰ بهار ۱۳۹۱

دانلود مجلات NA WAY

+ نوشته شده توسط (گمنام) در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 و ساعت 15:23 |
برای پدری كه بنزين را ريخت روی دخترش و او را چسباند به بخاری تا زنده زنده بسوزد ، دير است خواندن اين پست

برای پسری كه سر پدرش را با كارد كند آشپزخانه بريد هم دير است ، برای شوهری كه همسرش را با بالش خفه كرد و . . . .

برای خيلی از آنها كه روی تخت بيمارستان خوابيده‌اند و مغزشان پوسيده دير است يا آنها كه پرستارها دستهايشان را با دستبند به ميله‌های تخت بسته‌اند تا خودشان يا ديگران را نكشند ، دير است يا آنها كه ساكنان كم سن و سال قبرستانها شده‌ اند و زير خاك خوابيده‌اند .

برای خيلی دير است اين يادداشت ؛ گرچه روز گاری كه دير نبود هم نوشتيم و گفتيم و آنها نخواندند و نشنيدند ، اما برای خيلی ها هم هنوز دير نشده است . خيلی ها هنوز اين راه را شروع نكرده‌اند ، خيلی ها هم در ابتدای راهند و آنقدر جلو نرفته‌اند كه نتوانند برگردند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:10 |


خشم و پرخاشگری در انسان تفاوت اساسی با حیوان دارد. علت اصلی این تفاوت در متکامل تر بودن مغز انسان و برخورداری از قوه عقل و شعور است که خداوند متعال به انسان ارزانی نموده است. روان شناسان طی مطالعات گسترده بر روی عواطف وهیجانات انسان خصوصا پرخاشگری نظریه های متعددی ارائه نموده اند.


 


قبل از وارد شدن به مبحث نظریه ها ابتدا تعریف پرخاشگری را مطرح می کنیم. روان شناسان پرخاشگری را به دو نوع تقسیم نموده اند:   1  پرخاشگری وسیله ای.     2- پرخاشگری خصمانه. پرخاشگری خصمانه هدف آن آسیب رساندن و صدمه زدن به دیگری است (عملیات گروهای تروریستی داخل و خارج از کشور از این نوع پرخاشگری است). ولی از پرخاشگر وسیله ای به عنوان روشی برای ارضای سایر انگیزه ها استفاده می شود. مثلا شخصی ممکن است از تهدید استفاده کند تا دیگران را به انجام خواسته های خود وا دار نماید.

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:9 |

امروز رضايت از چگونگی برگزاری شرايط و استفاده از امكانات و قدرت امرار زندگي و پذیرش و تحمل دیگران با همين امكانات، مرا در مسير بهبودي هدايت و دلگرم مي‌كند. گاهی از خودم می‌پرسم: آيا گذشته‌ی دردناكم را به خاطر دارم؟ آیا به لحظات دردناک و خوشحالی‌هایم احترام می‌گذارم؟ آيا زندگي كنوني‌ام بهتر از گذشته نيست؟ امروز مي‌دانم كه بدترين روز بهبوديم خيلي بهتر از بهترين ايام گذشته‌ام است. آيا امروز زماني كه نااميد و افسرده زندگي را براي خودم و اطرافيانم سخت كرده‌ام با يادآوري درد و رنج گذشته به سمت بهبودي برمي‌گردم؟ آيا متوجه هستم كه با مقايسه كردن زندگي امروزم با گذشته‌ی دردآورم به داشته‌هايم بيشتر پي مي‌برم؟ آیا متوجه شده‌ام که من فقط حق دارم زندگی خودم در امروز را با زندگی گذشته‌ام مقایسه کنم؟ امروز به لطف و مرحمت خداوند كه شامل حال من شده است، تا از تارهاي نامرئی اسارت وابستگي‌های مرگبار گذشته رها شوم، من به رهایی و آزادی از هوای نفس خودم فكر مي‌كنم و از او به اين خاطر سپاسگزارم. من امروزم را به خاطر گذشته و حسرت نداشته‌هایم و خلأهایم تلف نمی‌کنم، می‌دانم زندگی محلی برای امرار آن است، بهتر است بابت چیزایی صرف کنم که صدمه نزنم.
تجربيات گذشته، سرمايه آينده

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:8 |

امروز جمله‌ی به آرامي انجام بده! را باور كرده و به خودم فرصت مي‌دهم كه با اصول برنامه‌ی خودیاری و رهنمودهاي آن در مسير بهبودي قرار بگيرم. امروز تجربه‌ی شكست‌هاي دردناك دوستان لغزشي را به كار مي‌گيرم، تجربه‌هايي مثل: در استفاده از ابزارهای برنامه عجله كردم. همه چيز را مي‌خواستم يكباره به دست بياورم. توقعاتم در برنامه زياد شده بودم. توقع داشتم ديگران من را بیشتر درك كنند. وقتي از اين دوستان مي‌پرسم شما كه با اصول برنامه آشنا بوده‌ايد، پس چرا آنرا به كار نمي‌گرفتيد؟ مي‌گويند: ما اصول برنامه را با صميميت و عشق در زندگيمان به كار نگرفتيم. ما آنچه را آموخته بوديم در اختيار ديگران قرار نداديم و یا با سلیقه‌ی خودمان با اصول بازی کردیم. امروز مي‌دانم كه اگر تحت تأثير شبکه‌ی مدیریت انکار و غرورم قرار بگيرم به سمت شكست رو نهاده‌ام. امروز خداوند را به خاطر قدرت و شهامت انجام و به كارگيري اصول و استفاده از ابزار بهبودي سپاسگزارم. آنچه که مسلم است، بهره‌گیری من از برنامه فقط برای امروز بوده است. آیا متوجه شده‌ام که اگر فکرم را برای بکارگیرم، امروزم را معطل خواهم ماند؟ اصول برنامه حدوداً هشتاد سال است که به همدردان و من کارآیی داشته است.
چرا؟ يا همه چيز يا هيچ چيز!

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:7 |

با اصول خودیاری این برنامه، بازپروری را به‌طور روزانه پی می‌گیرم، ولی گاهی ابزارهای ناموفق قبلی مرا دچار وسوسه می‌کنند. می‌دانم رهنمودهای برنامه مرا به سوی آزادی و رهایی می‌برد. امّا رعایت کردن این رهنمودها برای من مقداری سخت و دشوار است. به عنوان مثال اگر کسی مرا دچار شک و بدبینی و صدمه کند. حتماً در مقابلش واکنش نشان خواهم داد. گذشتن از حق خودم دشوار است، ولی می‌دانم من دیگر حقی ندارم، چون قبلاً تمام سهم و حق خودم را گرفته‌ام، حتی بیشتر از حقم را! امروز فهمیده‌ام که خوشحالی و مسرت و آرامش با شیوه‌های گذشته امکان ندارد. می‌پذیرم که رفتار و طرز تلقی و تفکر من موجب رنجش من در مقابله با مشکلات و مسائل بوده است. آیا خداوند مرا در پذیرش اینکه جهان قبل از من وجود داشته و به خوبی مدیریت می‌شد و بعداز من هم وجود خواهد داشت و مدیریت خواهد شد یاری خواهد کرد؟ آیا می‌پذیرم که من توانایی تغییر دادن شرایط و دیگران را ندارم؟ آیا من فرصت دارم به خودم بنگرم و معایب خودم را نگاه کنم و برای رفع این همه نقص و معایب از خداوند کمک بخواهم. تا بدانم که من فقط قادرم به‌تغییر خودم هستم؟
دوربین را روی خودت بگیر

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:6 |



پاک وساده بودن گرانبها تر از هر چیز است.زیراهرچه باارزش است برای قلب پاک و ساده رخ میدهد.برای انسان فریبکار عشق شادمانی وهر چیز ارزشمند دیگر ناممکن است.برای انسان فریبکار پول قدرت و جاه ومقام ممکن است و اینها چیزهای بی ارزش هستند. زیرا مرگ آنها را از بین میبرد.اما برای کسی که پاک وساده است چیزهایی رخ می دهد که حتی مرگ نیز نمیتواند آنها را از بین ببرد

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:6 |

صائب یه جایی میگه : ریشه نخل کهنسال از جوان افزونتر است / بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را .بر نامه بهبودی میگه بیماری ما پیش رونده است . روز به روز بدتر میشه بیماری ما .

تو صفحه اخر فصل 12 میگه : اختلال شخصیتی پس از ایجاد شدن ، یک جریان درونی میشود که خودش موجب تقویت خودش می گردد و مثل سلول سرطانی گسترش می یابد . به عبارت دیگر پس از ایجاد ، خود ساختمان این اختلال علت حفظ و موجودیت و رشد آن است ....به میزانی که عطش عظمت طلبی فرو می نشیند خود اصلی تقویت می شود و فرماندهی وجود معنوی ما را به عهده می گیرد .....این امر تنها بوسیله خودشناسی های طولانی ، عمیق ، همه جانبه و گسترده میسر است .

این کاری که من دارم تو این وبلاگ می کنم لااقل از نظر کارن هورنای کار درستیه انگار !

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:5 |
وقتي خسته و درمانده انجمن را پيدا كردم نااميد و درمانده و در تنهایی و انزواي كامل بودم. براي به دست آوردن آرامش و خلاص شدن حتي چند بار دست به خودكشي زده بودم. از خودم می‌پرسیدم آيا آرامش فقط در مرگ خلاصه شده بود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:4 |

صداقت : اولین اقرار به اعتیاد و به احتمال زیاد اولین صداقت در زندگیمان ، در قدم اول وقتی به عدم کنترل مصرف مواد مخدر و غیر قابل اداره شدن زندگیمان اذغان می نماییم در حال تمرین اصل صداقت هستیم . وقتی من در این قدم به عاجز بودن خود و غیر قابل اداره شدن زندگیم در برابر مواد مخدر می نمایم در اصل دارم برای اولین بار صداقت را استارت میزنم .
روشن بینی : وقتی نگاه صادقانه ای به زندگی اعتیادی خود می اندازیم متوجه می شویم راه رفته تا امروزمان راه جالبی نبوده است و گویا باید به دنبال راه بهتری برای ادامه زندگی باشیم و به احتمال زیاد این راهی نیست جز زندگی به روال برنامه معتادان گمنام .
تمایل : در قدم اول با سه چیز تمایل خود را نشان می دهیم .


1- تمایل به رهایی از زندگی گذشته و دست کشیدن از ابزار های قدیمی برای زندگی


2- اقدام به انجام هرکاری جهت پاک ماندن


3 – تمایل نشان دادن به استفاده از اصول تازه یافته در برنام

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:3 |

1)     تصمیم بگیریم استادتغییرباشیم نه قربانی تقدیر     ودربازی زندگی اگرعوض نشویم..تعویض میشویم


2)     خداوندا ؛ مرا ياري ده تا با علاقه بيشتري در جلسات كنم و به داستان زندگي دوستان كه وجحه اشتراك زيادي با داستان من


دارد از صميم قلب گوش فرا دهم . داستانها گرچه


به ظاهر تكراري به نظر مي رسند ولي اگر با دقت گوش كنم از آن چيزي خواهم اموخت


3)     عشق مثل پرواز است،بالا رفتنش جسارت ميخواهد و بالا ماندنش لياقت


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 17:2 |
زندگی فقط برای امروز

تا کنون چند باری که با دوستان همدرد در حال مصرف صحبت کرده ام بسیاری از آنها با انجمنهای 12 قدمی آشنایی دارند و تمایل به پاکی نیز در آنها دیده می شود اما ترس از دشوار و طولانی بودن مسیر بهبودی (البته به نظر آنها) باعث می شود پا جلو نگذارند. آنها به من می گفتند که شرکت روزانه و مرتب در جلسات برای آنها دشوار است. راستش را بخواهید شرکت در جلسات در ماههای اول بهبودی برای من نیز کار شاقی بود و با زحمت و عدم تمایل در جلسات شرکت می کردم. گرچه امروز اصلا این احساس را ندارم و به محض اینکه وقتی پیدا میکنم بیش از برنامه هفتگی ام در جلسات شرکت می کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 16:59 |

پس از ورود به انجمن12قدمی به چی رسیدید؟ 
من عمر خود را برای ارامش لذت بردن از زندگی مورد توجه قرارگرفتن
(جلب احترام)و....گذراندم
ولی با بودن در انجمن 12 قدمی ماهی گیری را بهم یاد دادن
ساده تر کسی چیزی بهم نداد ولی راه ماهی گیری را بهم اموختن
پس دنبال چیزی نگشتم تلاش کردم چیزی که لیاقت داشتم کم کم بهم رسید و میرسه
زندگی در امروز با انجمن12قدمی برای ارامش فرداهام

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 16:58 |
دوست دشمن نما خود من بود

قطعاً همه كارهاي انجام داده ايم و در زندگي اشتباهاتي كرده ايم و عجزها و خسارتهاي به خود و به ديگران زده ايم و هميشه انجام اين امور را به گردان ديگران انداختيم ولي حالاخيلي راحت مي توانيم با رعايت چند اصول ساده اين برنامه جلو خيلي از اشتباهات را گرفت ولي در گذشته نمي توانستيم درك كنيم كه علت به وجود امدن اين مشكلات خود ما هستيم ما بيمار ميشويم چون مراقب سلامتي خودمان نيستيم . قبلاً در كاري موفق نمي شديم چون از عاقبت آن غافل بوديم در كل ريشه تمام مشكلات به خود ما بر مي گردد . ولي چون هميشه عادت كرده بوديم اشتباهات را به ديگران نسبت مي داديم . ولي در حال حاضر با رعايت اصولهاي روحاني اين برنامه سعي مي كنيم هرلحظه انعطاف پذير باشيم . يعني اينكه بتوانيم احساسات خود را تا جايي كه مي توانيم تغيير دهيم و در اين برنامه ياد گرفتيم كه مشكلات هم جزي از زندگي هشتند . و هيچ وقت براي كارهايمان ديگران را مقصر ندانيم 

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 و ساعت 16:58 |
خودم برایش می‌گویم ......
چند روز پیش دختر کوچولوی سه ساله‌ی یکی از دوستانم که اومده بود خونه ی ما
با دیدن سوسک در آشپزخانه ما ذوق کرد و جلو رفت تا با دست کوچکش سوسک را ناز کند
مامانش گفت خونه جدیدمون پر از سوسک بود وقتی این به دنیا آمد برای این که اذیت نشه
هر روز رفتیم با سوسکها حرف زدیم و بازی کردیم. آوردیم و آن‌ها را شریک کردیم در روزمرگی‌هایمان
گفتیم قانون خانه را عوض کنیم طوری که سوسک دیگر باعث چندش و وحشت و ناآرامی ما نباشد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه سوم مرداد 1391 و ساعت 11:54 |
دلبسته ي کفشهایم بودم. کفش هايي که يادگار سال هاي نو جواني ام بودند

دلم نمي آمد دورشان بيندازم .هنوز همان ها را مي پوشيدم
اما کفش ها تنگ بودند و پایم را مي زدند
قدم از قدم اگر بر مي داشتم زخمی تازه نصیبم مي شد
سعي مي کردم کمتر راه بروم زيرا که رفتن دردناک بود

مي نشستم و زانوهایم را بغل مي گرفتم
و مي گفتم:چقدر همه چیز دردناک است
چرا خانه ام کوچک است و شهرم و دنيایم
مي نشستم و می گفتم : زندگیم بوي ملالت مي دهد و تکرار

.می نشستم و می گفتم:خوشبختي تنها يک دروغ قديمي است
می نشستم و به خاطر تنگی کفشهایم جایی نمیرفتم
قدم از قدم بر نمیداشتم .. می گفتم و می گفتم

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه سوم مرداد 1391 و ساعت 11:52 |

با اين4 دسته از افراد کمتر معاشرت کنيد:



1
آنهائي که از زندگي بيزارند و با همه دنيا سر جنگ دارند.



2
آنهائي که مدام پشت سر ديگران غيبت مي کنند.



3
آنهائي که شکست و سر خوردگي هاي گذشته شما را به شما يادآوري مي کنند.



4
آنهائي که مي خواهند شما را کنترل کنند.

+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه سوم مرداد 1391 و ساعت 11:39 |

در طی اعتیاد فعال،تفکرات،احساسات و باورهای فرد بیمار تحریف شده و مستند بر واقعیت های عینی نیست.هنگام شروع برنامه

های درمانی و بهبودی تفکرات و احساسات به مرور و طی یک فرآیند بهبودی شروع به تحریف زدایی میشود.فرآیند عود و بازگشت

زمانی آغاز میشود که تفکرات،احساسات و رفتارهای فردی که در برنامه بهبودی قرار دارد .


+ نوشته شده توسط (گمنام) در سه شنبه سوم مرداد 1391 و ساعت 11:38 |

پیشگیری از عود یک جریان و فرآیند آموزش و تمرین و یادگیری در افراد در حال بهبودی است،تا از این طریق بتوانند نشانه های هشدار دهنده لغزش را درک و شناسایی کرده و اقدام به مقابله با آن کنند.برای فهم پیشرفت نشانه های هشدار دهنده لغزش،ابتدا در نظر گرفتن تعادل بین مراحل بهبودی و لغزش حائز اهمیت است.بهبودی و لغزش را میتوان فرآیندهای مرتبطی توصیف کرد که در مراحل ذیل بازنمایی می شوند:

1-پرهیز از مصرف داروهای روانگردان.

2-فاصله گرفتن از افراد،مکان ها و اموری که استفاده از الکل یا مواد مخدر و دارو را افزایش می دهند.

3-برقرار کردن شبکه اجتماعی که از بهبودی حمایت می کند.

4-متوقف کردن رفتارهای معتادگونه و خود مخرب و افراط و تفریط که موجب پیشگیری از احساس دردناک و افکار غیر منطقی و رفتارهای غیر ارادی می شود.

5-یادگیری چگونگی کنترل مسئولانه احساسات،عواطف و هیجانات،تا از این طریق و شیوه ها زمینه برای توسل به رفتارهای اجباری جهت استفاده از مواد مهیا نگردد.

6-یادگیری چگونگی تغییر دادن الگوهای رفتاری معتادگونه و تفکر اعتیادی که،احساس های دردناک و رفتارهای خود مخرب را ایجاد می کند.

7-تشخیص و تغییر دادن باورهای اشتباه درباره خویشتن،دیگران و جهان که به تفکر غیر منطقی دامن می زنند.


+ نوشته شده توسط (گمنام) در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 و ساعت 10:55 |
بهبودی فقط مصرف نکردن مواد مخدر نیست..


در طی اعتیاد فعال،تفکرات،احساسات و باورهای فرد بیمار تحریف شده و مستند بر واقعیت های عینی


نیست.هنگام شروع برنامه


های درمانی و بهبودی تفکرات و احساسات به مرور و طی یک فرآیند بهبودی شروع به تحریف زدایی


میشود.فرآیند عود و بازگشت



زمانی آغاز میشود که تفکرات،احساسات و رفتارهای فردی که در برنامه بهبودی قرار دارد .

+ نوشته شده توسط (گمنام) در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 و ساعت 10:54 |
رشد روحانی

ممکن است در محیط بی نقصی زندگی نکنید یا شغل خوبی نداشته و یا ازدواج ایده آلی نکرده باشید، اما هنوز هم می توانید انتخاب کنید که هر روز با شور و حرارت زندگی کنید. لازم نیست برای هیجان زده بودن چیز خارق العاده ای در زندگی تان اتفاق بیفتد. دست از نگاه کردن به آنچه که نادرست است، بردارید و شروع کنید به شکر خدا برای آنچه درست است. یکی از دلایل اصلی از دست دادن شور و شوق مان در زندگی این است که ما ناسپاس می شویم، آنچه را خدا برای مان انجام داده، بی اهمیت تلقی کنیم. شاید سابقا از خانه ای که خدا به شما کمک کرده بود تا بخرید هیجان زده بودید، ولی حالا دیگر به آن عادت کرده اید. یادتان رفته که شکرگزار آن باشید. دیگر برای آن هیجان زده نیستید. این اخبار کهنه شده اند. اما با کمک روح خداوند ، آتش را از نو بیفروزید. در ازدواج، محل کار، در روابط شخصی و در زندگی تان! با شور و شوق زندگی کنید ..

+ نوشته شده توسط (گمنام) در چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 و ساعت 10:52 |

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !



به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !

به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
... ... به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 و ساعت 11:45 |
خدایا! به من بیاموز خوب بودن را،

خوبی کردن و دوست داشتن را

یاری‌ام کن تا تنها به تو خیره شوم و در خيرگي خيره بمانم

الهی! بگذار خاطره‌ی تجربه‌ی حضور تو را به یاد آورم

الهی، می خواهم که تسلیم تو باشم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 و ساعت 10:29 |
روشهای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و موادمخدر در مدارس و دانشگاهها:

ا1. توجه به برنامه‌های اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی بصورت آرام، مستمر و عمیق راجع به عوارض، پیامدها و تبعات سوء مصرف موادمخدر صنعتی و شیمیایی و طبیعی با هدف ارتقاء سطح آگاهی دانش‌آموزان و دانشجویان متناسب با سن تقویمی و عقلی آنان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط (گمنام) در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 و ساعت 10:28 |

اگر روزی خوبیهایت را فراموش کردند.... تو خوب بودنت را هرگز فراموش نکن...
چشم ها را باز کن و سلام کن به آغازی دوباره


+ نوشته شده توسط (گمنام) در شنبه بیستم خرداد 1391 و ساعت 12:33 |
این روزها با پیشرفت علم و فناوری، انسان ها بنا به نیازهایشان به سمت وسیله یا کار خاصی گرایش پیدا می کنند. این گرایش به طوری است که ممکن است در بعضی از شرایط به اعتیاد نیز تبدیل بشود.

این اعتیاد ها که تا حدودی خطرناک نیز هستند، می توانند در بعضی شرایط باعث ایجاد بیماری هایی در افراد و در شرایط دیگر باعث جدایی بین افراد خانواده شود.

بطور مثال:

اعتیاد به کار کردن

اعتیاد به خرید کردن

اعتیاد به ورزش

اعتیاد به تلویزیون

اعتیاد به اینترنت

+ نوشته شده توسط (گمنام) در شنبه بیستم خرداد 1391 و ساعت 12:32 |
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرینی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.. پسرک پرسید: خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد. پسرک گفت: خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد. زن در جوابش گفت: که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم پسر کوچک جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه

+ نوشته شده توسط (گمنام) در شنبه بیستم خرداد 1391 و ساعت 12:27 |